على اكبر دهخدا

1684

امثال و حكم ( فارسى )

اوصاف ماه‌ها بايد شمرد . ستارهء شعرى را در اينوقت بر سپهر حكمى نيست و گرماى نيمروز را تأثيرى نه . پندارى روز بزرگ مهرگان از جميع ايام بحسن و خوبى ممتاز است « 1 » . جاحظ قبول هدايا را در عيد از شئون سلاطين مىشمارد و البته آن خلفائى كه بيشتر بجمع مال حريص بودند از اين رسم قديم استفاده ميكردند . اما مهتدى كه دور خلافتش فقط چند ماهى از سال‌هاى 255 و 256 بود بسبب نهايت زهد و تعصب در مسلمانى نميخواست هيچ رسمى از رسوم كفار را جارى و معمول كند حتى رسومى كه وسيلهء استفاده و جمع‌آورى خواسته و ثروت بود و بحترى بر خلاف آنچه در وصف اعياد ايرانى گفته است چون بمدح اين خليفه ميرسد اعراض او را از اموال تقديمى عيد مهرگان ستوده و چنين گويد : تو هداياى مهرگان را رد كردى و هيچيك از كريمان عادى را از آنها امكان بىنيازى نبود با جشن‌هاى مردمان گمراه‌كننده آشكارا خصومت آغاز كردى و اگر متابعت راه حق نبود به اين كار مبادرت نمىجستى « 2 » . چندى بعد معتمد خليفه مراسم مهرگان را تجديد كرد و بحترى بار ديگر بستايش آن عيد پرداخت . اجراى عيد نوروز مصادف با اصلاح مفيدى در امر زراعت شد و اين اصلاح در عهد متوكل اتفاق افتاد كه بر خلاف ساير اعمال او مورد تحسين و ستايش گرديد . سال قمرى اسلام موجب صعوبت كار فلاحان بود زيرا كه بدست آمدن محصول بالطبع تابع فصول شمسى بود و با سال قمرى اختلاف پيدا ميكرد اين خليفه مقرر كرد كه وصول ماليات غلات را

--> ( 1 ) مراد اين ابيات بحترى است ( ديوان بحترى صفحه 270 ) ان للمهرجان حقا على كل * كبير من فارس و صغير عيد آبائك الملوك ذوى التيجان * اهل النهى و اهل الخير من قباد و يزدجرد و فيرو * ز و كسرى و قبلهم اردشير شاهدوه فى حلبة الملك يغدو * ن عليه فى سندس و حرير هو يوم و فيه من كل شهر * خلق فهو جامع للشهور بعدت فيه الشعرى من الحكم فى الجو * فلا موقد لنار الهجير و كأن الايام اوثر بالحسن * عليها ذو للمهرجان الكبير ( 2 ) رددت هدايا المهرجان و لم تكن * لتسخو النفوس الوفر عن مستفادها و عاديت اعياد المضلين معلنا * و لو لا التحرى للهدى لم تعادها . صفحه 111 از ديوان بحترى .